خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

۱٥ امرداد ۱۳۸٦ -- فارغ التحصيلی...!

وقتی تو دنیای وبلاگ‌ها وارد شدم و وبلاگ‌خوانی را آغاز کردم، نوشته‌های پراکنده و دل‌نوشته‌های بعضی‌ها یه سوال را برام ایجاد می‌کرد که اگر روزی این وبلاگ و وبلاگ‌نویسی برچیده بشه و مثلا پرشین‌بلاگ هک بشه یا ... اونوقت آیا اتفاق خاصی می‌افته؟ آیا واقعا برای خیلی‌هایی که وبلاگ‌نویسی به یک ضرورت بی‌فایده در زندگی‌شان تبدیل شده آیا حذف این رخداد تاثیر مثبتی نخواهد گذاشت؟

این سوال گاه و بیگاه به ذهنم رجوع می‌کرد و گاهی که می‌دیدم بعضی وبلاگ‌های نقش یک سایت را برای یک شهرداری یا شورای شهر یک شهر کوچک برعهده گرفته‌اند، کم‌کم اهمیت وبلاگ برایم جدی‌تر می‌شد... (حتی بیشتر از وقتی که خودم در سمینار هشتم آموزش ریاضی وبلاگ را به عنوان یک بستر برای آموزش ریاضی مطرح کردم)

تا اینکه روزهای آخر تیرماه بود که این سوال به ذهنم دوباره خطور کرد. (بخصوص به خاطر اینکه تقریبا یک ماهی می‌شه که دسترسی به کامپیوتر و اینترنت ندارم)

اما همین روزها بود که جواب آخرین نمره کارشناسی‌ام آمد و فهمیدم که از علم و صنعت با همه دغدغه‌هایش فارغ‌التحصیل شده‌ام..........

نمی‌دانم چطور این را بیان کنم که در طی این ۵-۶ سال لیسانی بر من چه گذشت... لحظاتی برایم رخ داد که حتی تصور اینکه بتوانم کارشناسی را به پایان برسانم برایم دشوار شده بود.... اما.... بالاخره تمام شد.

فارغ التحصیلی از علم و صنعت یعنی فارغ التحصیلی از علم و صنعت! فارغ التحصیلی از دانشکده ریاضی دانشگاه علم و صنعت هم دقیقا یعنی فارغ التحصیلی از دانشکده ریاضی دانشگاه علم و صنعت!

شادی زائد الوصفی که وجودم را گرفته بود را نتوانستم با هیچ چیز دیگر بیان کنم الا آنکه به سراغ وبلاگم بیایم و وقتی خواستم وارد پرشین بلاگ شوم با صفحه خطا مواجه شدم و کم‌کم متوجه مشکلات رخ داده شدم....... دقیقا همین‌جا بود که اهمیت وبلاگ را برای فریاد احساسات درونی فهمیدم و همین‌جا بود که پرشین بلاگ مرا - ناخواسته- در یکی از زیباترین لحظه‌های زندگی‌ام تنها گذاشته بود......

فقط روی پله‌های جلوی دانشکده نشستم. فارغ از تمام حرف و حدیث‌ها.... و در یک ظهر داغ تابستانی به چمن‌های باغچه‌های همیشه سبز علم و صنعت نگریستم و به ۶ سالی که با شتاب گذشته بود............

فقط توانستم عمق خوشحالی و نهایت احساس خودم را با همسرم مطرح کنم و آن هم با یک اس‌ام‌اس کوتاه بدین ترتیب:
«در ۱۵:۱۵ روز ۳۰/۴/۱۳۸۶ فارغ التحصیل شدم از علم و صنعت واسه همیشه. پیش به سوی دانشگاه شهید بهشتی و رشته آموزش ریاضی. با امید به لطف خداوندی که در این ۶ سال، آخرین و همیشگی‌ترین پناه من و استرس‌های من بود......»

و این تمام احساسات من بود................

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است