خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

۱٤ بهمن ۱۳۸٢ --  

امروز نزديک بود يه مرخصی دائم برای ديار باقی بگيرم.!!! مهمانهای خارجی سمينار ديروز و امروز رسيدند و قرار بود من دنبال يکی از مهمانها بروم فرودگاه. دکتر امامی زاده (دبير سمينار) خودش ديشب که دنبال بعضی از مهمانها رفته بود در راه فرودگاه تصادف کرده بود و مهمانها کلی معطل شده بودند. دکتر هم اول صبح که اومده بود دانشگاه؛ اعصابش اساسی بهم ريخته بود. واسه همين برگشت گفت: ميلاد؛ ساعت ۵/۱۲ «فتحی بلقاسم» ميرسه فرودگاه. برو دنبالش. آقا ما هم تا ساعت ۴۰/۱۱ سر کلاس آناليز بوديم. وقتی اومدم بيرون فهميدم خودش رفته دنبال طرف و خدا ميدونه چقدر از دست من عصبانی بود...

من هم گذاشتم وقتی «فتحی بلقاسم» اومده بود تو اتاق دکتر امامی زاده؛ در زدم و رفتم تو و يه صندلی گير آوردم و شروع کردم با بلقاسم؛ انگليسی؛ حال و احوال کردن. زير چشمی هم نگاهی انداختم به دکتر. ديدم مثل اينکه آروم شده و از عصبانيت خبری نيست. همين موقع دکتر برگشت گفت: خوب؛ ميلاد تو که ميگفتی عربی بلدی؛ با بلقاسم صحبت کن! ما هم کم نياورديم و شروع کرديم باهاش عربی صحبت کردن. (دکتر هم خوشش اومده بود از عربی صحبت کردن ما)

خلاصه دکتر واسه کاری از اتاق بيرون رفته بود که بلقاسم گفت: من جاهای مختلفی سفر کردم و زبانهای مختلفی بلدم؛ مثل ژاپنی و ... تا گفت ژاپنی؛ من تو هوا حرفش را گرفتم که:Japanese؟ گفت: آره. آقا ما هم از خدا خواسته زديم کانال ژاپنی.

خلاصه ترکيبی از ژاپنی و انگليسی و عربی منظورمون را گفتيم. بلقاسم وقتی دکتر امامی زاده اومد؛ برگشت گفت: اين ميلاد ژاپنی هم بلده. (دکتر کپ کرده بود.!!)

بعد دکتر امامی زاده؛ برگشت يه کلاس اساسی واسه ما گذاشت. به بلقاسم گفت: اين ميلاد يه سورپريز بزرگه واسه ما. يهو ديدی فردا ترکی هم صحبت کرد

خلاصه امروز خيلی با اين مهمان باحال سمينار به ما خوش گذشت. فردا قراره سمينار شروع بشه و تا غروب ۵شنبه هم ادامه داره. خدا عاقبت ما رو با بقيه مهمانهای خارجی سمينار به خير کنه

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است