خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۳ -- شوخی با رياضيات...!

سلام. فقط آمدم تا از نيامدنهای بيش از حدم عذرخواهی کنم و اعلام شرمندگی! من فعلا درگير چندکار زمانبر هستم و فقط فرصت برای چک ميل دارم. اميدوارم به بزرگواری خودتان ببخشيد! قطعاً بعد از انجام اين چند کار؛ مجدداً به سراغ وبلاگ نويسی هم خواهم آمد.

***

فعلا برای خالی نبودن عريضه چند تا لطيفه کوچک می‌نويسم:

يک روز يک رياضيدان و يک مهندس در يک سمينار فيزيک که در آن درباره قضيه Kulza-Klein بحث می‌شد شرکت کرده بودند. اين قضيه به بيان رخدادن وقايع فيزيکی در فضاهايی با بعد ۹ يا ۱۲ يا حتی بيشتر می‌پردازد.
مهندس در طی سمينار دائماً حوصله‌اش سررفته بود اما رياضيدان با علاقه و دقت گوش می‌داد.
بعد از سمينار مهندس از ریاضيدان پرسيد: چيزی از قضيه فهميدی؟
رياضيدان گفت: آره. چطور مگه؟ 
مهندس گفت: آخه چطور چيزی را در فضای ۹ بعدی تصور می‌کنی؟
رياضيدان گفت: کاری نداره. اول همه آنها را برای فضايی با بعد n تصور کردم. سپس n را برابر با ۹ قرار دادم....!!! (پوز زنی رياضياتی)

***

يک روز از يک رياضيدان می‌پرسند: «کوچکترين جک در رياضی چيه؟»
می‌گويد: «فرض کنيم اپسيلون کوچکتر از صفر باشد...»

***

يک روز ex و ۲ در کنار ساحی قدم می‌زدند که ناگهان چشمشان به عملگر مشتق می‌افتد! ex با خنده به ۲ می‌گويد: وقتی تو رد بشی مستقيماً به ۰ تبديل می‌شی اما من ثابت می‌مونم!
۲ هم که حرفی برای گفتن نداشته رد می‌شه و به ۰ تبديل می‌شه و ناراحت سرش را پايين انداخته و به راهش ادامه می‌داده که صدای داد و فرياد ex را می‌شنود!
برمی‌گردد و می‌پرسد:‌چی شد؟ مگه تو ثابت نموندی؟
ex با ناراحتی داد می‌زنه: نه! آخه مشتقش نسبت به y بود...!

***

پاول اردوش: رياضيدان ماشينی است برای تبديل قهوه به قضايای رياضی 

شاد باشيد!

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است