خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

٢٢ آبان ۱۳۸۳ -- دو خـــــبــــــــر از خبرگزاري MILAD NEWS !

ويرايش جديد:


در مورد چند نکته در پيغام‌های دوستان:


۱- به نظر من يک مساله اصلی انجمن‌های علمی اين است که نمی‌دانند چگونه از امکانات و افرادشون استفاده کنند. يعنی نمی‌دانند که با امکانات دانشجويی و در حيطه دانشگاه چه فعاليت‌هايی می‌شود انجام داد. يکی از موارد ارتباطی می‌تواند بيان پيشنهادهای مختلف و ذکر تجربه‌های هر انجمن جهت استفاده ديگران باشد. همچنين اگر امکانش باشد انتشار نشريه‌ای مشترک بين دو يا سه يا ... دانشکده رياضی..
۲- در مورد نظر يلدا هم بايد بگم که اگر کمکی از دستم بربياد درخدمتم در ضمن می‌توانيد از مطالب وبلاگم استفاده کنيد. (و اگر هم صلاح نديديد که منبع را ذکر کنيد اشکال ندارد. گسترش رياضيات در نظر من مهم‌تر از مطرح شدن وبلاگم و بالاتر رفتن تعداد بازديد کننده‌هاست)
۳- اگر پيامی می‌گذاريد لطفا يه طريقی برای ارتباط و پاسخگويی در پيامتان قرار دهيد چون وبلاگ را محيط پاسخگويی نمی‌دانم...


***

اين مطلب زير را هم دريابيد و خود قضاوت كنيد كه آيا معلمي اشتغال است يا اشتعال؟



سالها پيش يكي از استادان دانشگاه «جان هاپكينز» دانشجويان خود را مسئول انجام يك پروژه كرد و به آنها ماموريت داد تا به محله‌هاي فقيرنشين و پستِ شهر بروند و دويست پسر بچه، بين سنين 12 تا 16 سال را انتخاب كنند و در مورد گذشته و محيط خانوادگي آنها تحقيق كنند و در نهايت پيش‌بيني نمايند كه وضع آنها در آينده چگونه خواهد شد؟
دانشجويان بعد از بررسيهاي آماري ِ به دست آمده و صحبت و مشاوره با پسربچه‌ها، به اين نتيجه رسيدند كه 90 درصد از اين گروه، در آينده، مدت زماني را در زندان سپري خواهد كرد.
25 سال بعد، گروه ديگري از دانشجويان مامور شدند تا به سراغ همان گروه كه اكنون مردي شده بودند، بروند تا ببينند در چه وضعيتي هستند.
دانشجويان توانستند 180 نفر از گروه 200 نفري را پيدا كنند، ولي دريافتند كه تنها 4 تن از آنان مدت زماني را در زندان گذرانده‌اند.
چرا اين افرادي كه در محله‌هاي پر از جرم و جنايت زندگي كرده بودند، سوابق خوبي داشتند؟
در بررسي گزارشات بدست آمده از بچه‌ها، اين جمله دائماً تكرار مي‌شد: «معلمي داشتيم كه ... »
آنها تحقيقات خود را ادامه دادند و ديدند كه در 75 درصد موارد يك «خانم معلم» مطرح مي‌شود.
دانشجويان به سراغ اين خانم معلم رفتند تا ببينند كه چگونه او چنين تاثيري را بر روي اين گروه از دانش‌آموزان گذاشته است؟ آنها مي‌خواستند بدانند كه چرا آن پسر بچه‌ها بعد از گذشت اين همه سال، هنوز معلم خود را به ياد مي‌آورند؟

خانم معلم، در جواب سؤال دانشجويان گفت: «نمي‌دانم، متحيرم!» و سپس در حالي‌كه به گذشته فكر مي‌كرد، به آرامي گفت: « من آنها را واقعاً دوست داشتم...!»

موفق باشيد
****

با سلام به همه دوستان عزيز! اومدم تا دو خبر را به همه رياضی‌خوان‌ها بگويم و بروم:
يکی اينکه به لينک زير سر بزنيد و اگر تونستيد در همايش شرکت کنيد:
http://ardpnsh.persianblog.ir

دوم اينکه اگر کسی از دوستان علاقه‌اي به ايجاد ارتباطات علمي بين انجمن‌های علمی دانشکده‌شون با انجمن علمی دانشکده ما (دانشکده رياضی دانشگاه علم و صنعت) داره مرا مطلع كند (پياماً يا ايميلاً!) تا تسهيل شرايط و بسترسازي‌هاي لازمه در زمان مناسب، انجام شود... (كه قطعا بعد از فروكش كردن اين بلوايي است كه در دانشگاه براه افتاده و فعلاً همه چيز را به حالت تعليق درآورده...... )

در ضمن، جداي از همه اين مطالب! می‌گم اين دکتر عباس عدالت هم کارش خيلی درسته‌ها! من ايشون را قبل از اينكه ايران تشريف بياورند، در زمانيكه رييس و عضو دانشكده رياضيات و كامپيوتر امپريال كالج لندن بودند، مي‌شناختم..... الان ماشاءالله يك تنه وارد فعاليت‌هاي شديد در ايران شده و شبكه مدرسه را بين مدارس ايران راه انداخته - خدا مي‌داند با اين بوروكراسي‌هاي اداري ايران تابحال چندبار آرزو كرده كه كاش همونجا مي‌موند و نمي‌آمد!! - و عجيب خدمتي به آموزش و پرورش ايران كرد كه قابل وصف نيست و آينده در اين مورد به قضاوت خواهد نشست... وقتي در شبكه مدرسه مي‌روي و اطلاعات و سطح تحقيقات در حال انجام بين بچه‌ها را مي‌بيني، آنوقت به ارزش كار ايشان پي مي‌بري. تازه بگذريم از آرشيوي كه بسياري از مدارس براي خودشان درست كرده‌اند و فعاليت‌هاي حتي بچه‌هاي فارغ‌التحصيلشون را هم آنجا ذكر كرده‌اند..... آخرين عكسي كه از آقاي دكتر عدالت ديدم، عكسي بود با دو تا از دانش‌آموزان دبيرستان البرز در همان مدرسه... واقعا خدا به ايشان و همكارانش اجر بدهد. كاري كه ايشون بواسطه معلوماتش در رياضيات و كامپيوتر، براي ايران كرد از دست هركسي بر نمي‌آمد

....
خوب، اميدوارم كه موفق باشيد و همچنان رياضي‌دوست...!

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است