خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

٤ اسفند ۱۳۸۳ -- دو سه تا مطلب

يک نکته‌ای را بايد زودتر از اينها می‌گفتم... لکن اميدوارم ماهيِ دير صيدِ من در نظر دوستان؛ تازه جلوه کند - و اگر هم اينطور نيست عذرخواهی مرا بپذيريد- و آن نکته تشکری صميمانه از بازديدکنندگان عزيز وبلاگ «رياضيات زيباست» است...
وقتی به سراغ شمارنده وبلاگ می‌روم و می‌بينم در هر روز حدود ۳۰ الی ۴۰ نفر و حتی ۵۰ يا ۶۰ بازديدکننده را ثبت کرده است؛ اشتياقم برای کار رياضی؛ چند برابر می‌شود و از اين بابت؛ مديون دوستانم...
اين امر سبب شده تا وقتی در گوگل واژه «رياضيات» جستجو شود؛ جزء چند نتيجه اولِ جستجو، وبلاگ «رياضيات زيباست» را عنوان کند و اين؛ جای صميمانه‌ترين تقديرات را خواهد داشت... (می‌خواستم وقتی عدد شمارنده به ۱۰۰۰ رسيد تشکر کنم؛ لکن آنقدر تامل کردم تا عدد شمارنده به ۱۰۰۰۰ رسيد!)

***

در اينجا برخی نتايج وب‌گردی‌های خود را می‌آورم:
يک سايت زيرشاخه‌ای در مورد تاريخ فلسفه ----> +
وبلاگی که تعدادی از دوستان وبلاگی‌ام درمورد فعاليت‌های رياضیاتی راه انداخته‌اند +
سايت بسيار دوست‌داشتنيِ Physics Today که احتمالاً زودتر از من آن را ديده‌ايد +
از اين دوتا سايت المپيادی هم ممکن است خوشتان بيايد --->  +  و  +

***

و اما در مورد فعاليت‌های رياضياتی خودم:
بايد بگويم که همچنان مشغول نوشتن مقاله‌ی «نظريه گروه‌ها» هستم و بايد اعتراف کنم که در هر روز؛ افکار روز قبلی‌اش؛ در نظرم کودکانه جلوه می‌کند و دچار يک حيرت مستدام و صعودی شده‌ام... آخرين کتابی که در مرکز تحقيقات فيزيک نظری و رياضيات؛ راجع به «نظريه گروه‌ها» و «گروه‌های لي» ديدم، دارای عنوان زير بود:

The Emergence of the Theory of Lie Groups

با يکی از استادانم راجع به واژه Emergence در عنوان اين کتاب، صحبت می‌کردم. ايشان گفتند: اگر بخواهم معنای واقعی اين کلمه را بگويم، بايد به جای لزوم يا نياز يا فوريت، واژه نجات‌بخشی را به‌کار ببرم چرا که نظريه گروه‌ها حقيقتاً رياضيات را از خيلی چيزها -از جمله محاسبات بسيار- نجات داد...

(در پرانتز بايد بگويم که يکی از دوستان -آقای امير مسعود فرهمند- لطف کردند و طی يک ايميل، نکات زير را يادآور شدند:
پيشنهاد مي‌کنم که مراقب باشيد و emergence را اصلاً به معناي emergency يا چيزهايي در آن حول و حوش در نظر نگيريد. معناي حدودي‌اش مي‌شود "سر بر آوردن" يا "ظهور پيدا کردن". در Artificial Life‌ يا Artificial Intelligence و حوزه‌هاي مربوط نيز به معناي رخ‌دادن چيزي بدون آن که از ظاهرش معلوم باشد، به کار می‌رود) 

من اين مطلب را اکنون تاحدودی توانسته‌ام احساس کنم و اميدوارم در مقاله‌ام بتوانم نقش واقعی نظريه گروه‌ها را به توصيف درآورم... واقعاً آن مقدار از جبر که ما در دوره کارشناسی می‌خوانيم دربرابر يک زيرشاخه‌ی کوچک آن مثل «نظريه گروه‌ها» هيچ است و گمان می‌کنم همين مطلب درمورد ساير دروس هم برقرار باشد (چون با فضولی‌هايی که در مورد توپولوژی کرده‌ام يک ديد مشابه نظريه گروه‌ها، در مورد توپولوژی هم دارم پيدا می‌کنم!!!)

نمی‌دانم در اين يادداشت چه‌قدر مطلب علمی نوشتم، اما می‌دانم که دل‌نوشته‌هايم را منتقل کرده‌ام و اميدوارم بر دل دوستان نيز بنشيند ...

موفق باشيد...

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است