خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

۱۱ شهریور ۱۳۸٤ -- يادداشت بازگشت...!

ديروز که پنج‌شنبه بود، از سرزمين وحی بازگشتم و امروز جمعه به ايران - تهران - رسيدم...
جای همه‌تان خالی، صبح پنج‌شنبه که مطابق ۲۷ رجب به تقويم عربستان و برابر با بعثت پيامبر عزيزمان می‌شد، با دونفر از دوستان همت کرديم و راهی جبل‌النور و غار حراء شديم. نمی‌دانم چطور از فضای متافیزيکی و نسبتا پرقدرت غار حراء در روز مبعث بگويم.
فقط همين‌قدر بگويم که تا الان، هر وقت به ياد آن لحظات حضور و نماز در غار حراء می‌افتم، سروری ناشناخته را در دلم احساس می‌کنم و نشاط خاصی وجودم را دربرمی‌گيرد...

***

در حياط مسجدالحرام، در صفوف نماز صبح نشسته‌ام و منتظر اقامه نماز هستم... به نيم‌نگاهي، صعود اطرافيانم از کشورهای مختلف را بوسيله ذکر و تسبيح و نماز شب و راز و نياز و يا قرائت قرآن می‌بينم و صعود خويش را که با جاری شدن اين ابيات بر لبانم است:

اذا ما طمحت الی غاية                    لبست المنی و خلعت الحذر
ابارک فی‌الناس اهل الطموح                    و من يستلذ رکوب الخطر
و العن من لايماشی الزمان                    و يقنع بالعيش عيش الحجر

***

وقتی از سرزمين مکه قصد رجعت به وطن را می‌کنم، احساس می‌کنم که چیزی را در مسجدالحرام جا گذاشته‌ام و هنوز بايد اينجا بمانم. احساس می‌کنم که در حال خداحافظی و رفتن از پيش خدا هستم...
آه...... دلم، بدجور برای خدا تنگ می‌شود...
خدايا! آيا دل تو هم برای من تنگ می‌شود..؟!

خدايا! با همه بدی‌هايی که فقط تو از آنها مطلعی و تنها، يکی از آنها می‌توانست مانع سفرم به سرزمين محبوب تو و زيارت رسول تو و جگرگوشه‌های رسول تو گردد، باز مرا پذيرفتی...
اله عزيز من! اصلا معتقد به اين نبودم که ثبت نام کردم و پول واريز کردم، پس حتما راهی آن ديار خواهم شد و با آنچه که از خودم می‌دانم، تا روز آخر منتظر رخدادن پيشامدی برای لغو سفر بودم...
اما.... يا الهی و سيدی و مولای... تو بزرگوارتر از آنی که کسی را که فراخوانده‌ای، سرگردان کنی و آنکه را که پناهش داده‌ای، بی‌پناه... و يا آنکس را که به خود نزديک ساخته‌ای از خود برانی...
ای کسيکه برتر از آنی که گنهکاران به درگاهت عذر آورند و ای کسيکه از بندگانت بسرعت می‌گذری، مرا در حصن خود وارد کن تا اعمالم، راه را بر شرمساری من نگشايند... يا اله العاصين!

***

از همه دوستانی که بارها و بارها به من توصيه و تاکيد کردند تا در اين سفر کتاب حج دکتر شريعتی را بخوانم، بسیار بسيار ممنونم و متشکر... آنقدر ديد تحليلی من با مطالعه اين کتاب، موشکافانه و دقيق شد، که بگمانم، رهاورد من از اين سفر، همين نگاه نسبتا باريک باشد...
الهی مرا در زدودن جهل خويش ياری فرما و آنگاه به پيراستن کفر و جهل از جامعه، مشغولم بدار...

***

اگر خواستيد اين لينک رو هم يه نگاهی بندازيد. دروس ارائه شده در دانشکده رياضی دانشگاه ام القری در مکه است. از آن دانشگاه‌هايی است که برای ورود به آن بايد هفت خوان رستم را طی کرد...

***

در حال مرتب کردن دفتر خاطرات و مکتوبات سفر هستم و انشاءالله اگر کسی مايل به مطالعه بود، - حرف خصوصی که در آن نيست - در خدمتيم!

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است