خانه ¦ رزومه ¦ مقالات و کتب ¦ فایل های آموزشی ¦ وبلاگ ریاضی ¦ وبلاگ معلمی ¦ وبلاگ ادبی

٦ بهمن ۱۳۸٤ -- فيلدز - جايگزين نوبل --حوصله کن، اينو بخون!--

(+) لطفاً به اين نوشته يه نگاهی بندازيد!

(+) اعطای جايزه پاول اردوش (جايزه فدراسيون جهانی مسابقات رياضی) به آقای دکتر علی رجالی

***

Fields Medal : این مدال جایگزین جایزه نوبل در ریاضیات است و از آنجايی که جایزه صلح نوبل به ریاضی‌دانان اعطا نمی شود هر چهار سال یکبار، از طرف اتحادیه‌ی بین‌المللی ریاضیات، Fields Medal به محققان ریاضی اعطا می‌گردد.
مدال فیلدز برای اولین بار در سال 1924 از طرف یک کنگره‌ی بین‌المللی در تورنتو (Toronto) تعيين شد و بالاترین پاداش در زمینه ریاضیات می‌باشد که ارزشی معادل پانزده هزار دلار دارد.
معمولاً کمیته انتخاب، افرادی را برمی‌گزیند که در زمینه‌ی موضوعات روز ریاضی، دستاوردی در خور توجه داشته باشند. به همین سبب برخی ریاضی‌دانان که در حوزه‌های قدیمی‌تر مشغول فعالیت هستند، تقریباً شانس يا امیدی برای کسب فیلدز ندارند...

 اما چرا ریاضیات جایزه نوبل ندارد...؟؟

یادمه یکبار برای بازدید از منزل و موزه‌ی شادروان پرفسور حسابی، رفته بوديم به منزل واقعاً تماشايی و جالب ايشان در ميدان تجريش تهران. (من ۲-۳ دفعه‌ای رفتم و فکر می‌کنم منزل دکتر باز هم مطلب برای يادگرفتن و آموختن داره).
مسئول «موزه و بنیاد حسابی» این سوال بالايی را از جمع بچه‌های دانشجو پرسید و البته جواب‌های عجیب و غریبی هم دريافت کرد.  (مرسی اطلاعات...!!) مثلاً:
- چون ریاضیات مادر و پایه علوم است نمی‌شود برایش جایزه‌ای تعیین کرد و آنرا ارزیابی کرد!!!!
- چون ارزش ریاضیات بسیار متفاوت با علوم دیگرست، جایزه‌ی نوبل در سطح این رشته نیست!!! (بابا تحويل...!  )
یک نفر هم، آخر سر، به آن واقعه‌ی معروف اشاره کرد...

 کدوم واقعه...؟!

نقل ‌می‌کنند که صوفی هس (اهل وین Vienna) همسر یا معشوقه‌ی آلفرد نوبل، شیمی‌دان سوئدی بوده که به سبب علاقه به ریاضی‌دانی به اسم گوستاو میتاگ لفلر، نوبل را ترک می‌کند. (و یا به او خیانت می‌کند!)
نوبل هم می‌بیند که اگر حوزه‌ی جایزه خود را به ریاضیات نيز گسترش دهد باید این جایزه را با دو دست خویش به رقیبش -که رياضيدانی مطرح و نامدار بوده- تقدیم کند... و این ماجرا، سببی می‌شود که از اختصاص دادن جایزه‌اش به ریاضیات صرفنظر کند...!!!

 حالا نکته جالب...

در يک کتاب معتبر -و البته کمی قديمی- راجع به تاریخ علوم می‌خواندم که آلفرد نوبل هرگز ازدواج نکرده!! و در سال ۱۸۶۵ نيز سوئد را ترک می‌کند. در ضمن، در همان زمان گوستاو میتاگ لفلر دانشجو بوده و این دو احتمالاً یکدیگر را زیاد نمی‌ديدند، زيرا نوبل بعد از مهاجرتش از سوئد، بجز در طی چند سفر کوتاه، ديگر هرگز به کشورش بازنگشته بود...

علاوه بر این، گفته شده بود که جایزه‌ی نوبل، بیشتر به کارهای تجربی و عملی داده می‌شود. مثلاً حتی در فیزیک هم بیشتر به کارهای تجربی این جایزه تعلق می‌گیرد تا کارهای تئوری...
(انیشتن هم برای نظریه‌ی نسبیت خود، این جایزه را نگرفت بلکه برای مقاله کوتاه خود در مورد نور و رفتار دوگانه‌ی موجی و ذره‌ای آن -اگر اشتباه نکنم!- که بيشتر جنبه کاربردی داشت، موفق به کسب نوبل شد. به هرحال مطمئنم که برای تئوری نسبيت، نوبل نگرفت!)   

گویا آلفرد نوبل بدليل علاقه‌ی بیشتر به حوزه علوم تجربی و عملی، به ذهنش خطور نکرده که ریاضیدانان را از یک افتخار بین المللی محروم خواهد ساخت...

 خوب، حالا ...

این مطلب دوم بنظر منطقی‌تر می‌رسد. به خصوص که اين ماجرای انتقام‌جویی از رقیب و به تبع آن، از ریاضیات، آلفرد نوبل را فردی سطحی و خشونت‌زده نشان می‌دهد و با نوعدوستی‌ای که از او ذکر می‌کنند در تضاد است. (اصولاً فلسفه برقراری این جایزه هم بر آن بوده که پس از اختراع دینامیت توسط نوبل، وی شاهد استفاده‌های ضدبشری و در جهت کشتار مردم، از آن بوده است. بدین سبب جایزه صلحی را که شامل بخش اعظم دارایی‌اش بوده، ابتدائاً برای یافتن کاربردهای بشردوستانه‌ی دینامیت و سپس برای علوم مفید به حال جامعه انسانی، از قبيل افتصاد و فيزيک و ادبيات و پزشکی و ... در نظر می‌گیرد. امروزه پادشاهی سوئد، تقديم اين جايزه را برعهده گرفته و در مراسم ضيافت شام باشکوهی، جايزه صلح نوبل تقديم می‌شود. نمونه اين مراسم را در فيلم رامون کاخال و يا فيلم يک ذهن زيبا -با بازی راسل کرو در نقش جان نش John Nash- ديده‌ايد.)

اما گویا صرفنظر از واقعیت، داستان اول هیجان‌انگیزتر بوده، و همه جا به عنوان تاریخچه‌ای امروز پسندتر، ارائه می‌شود. حتی به یاد دارم که یکبار یکی از دانشجوهای دوره دکترای ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که برای سخنرانی به دانشکده‌ی ما آمده بود، وقتی در حين سخنرانی‌اش به اسم گوستاو میتاگ لفلر رسید، تذکراً فرمودند: «این همونيه {مشابهاً همون پدرسوخته‌ايه} که جایزه نوبل را از ریاضیدانها گرفت!!!!!!»

پيام هاي ديگران ()                                                  نوشته میلاد افشین منش | Milad Afshin Manesh



کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به میلاد افشین منش است