شباهت ها و تفاوت های نظريه فازی و نظريه احتمال! + يه سوال؟

 در حاشيه:
متاسفانه چند روزی‌ست که شرايط روحی (و شايد جسمی) مناسبی ندارم و ........
فقط از دوستان عزيزی که در اينجا حضور می‌يابند خواهش می‌کنم تا در دعاهايشان، هنگام سحر يا افطار يا وقت نماز، مرا هم ياد کنند. شايد از دعای دوستان اهل دل، خداوند حالم را به حال بهتری مبدل کند.....

به اینجا بروید و یکی از کاربردهای ریاضی رو در ماه مبارک رمضان ببینید.

***

در یکی از سمینارهایی که بچه‌های دانشگاه شریف برگزار کرده بودند، سخنران گفت: «اطلاعات، عکس احتمالات است و هرچه اطلاعات ما از یک پدیده بیشتر شود به همان نسبت احتمالات در مورد آن کاهش می‌یابد»

همچنین در یک سمینار دیگر که بچه های ریاضی اصفهان برگزار کرده بودند، آقای دکتر سید محمود طاهری -استاد نظریه فازی- گفتند: «بهترست گرفتار ابهام باشیم، ولی بر حق؛ تا دقیق، ولی گمراه»
(منظور ایشان استفاده از ریاضیات فازی در زندگی روزمره بود که به پدیده‌های انسانی نزدیک‌تر است)

برای من بعد از کنار هم قرار دادن این دو جمله، این سوال مطرح شد که «تفاوت یا مرز میان نظریه فازی با نظریه احتمال کجاست؟»
خوشبختانه در درس معارف۲ دانشگاه، توانستم استاد را راضی کنم که به جای انجام تحقیق در موضوعات دینی، تحقیق‌ام را راجع به ریاضیات فازی انجام دهم و نتیجه جالبی -از طرح این سوال در ذهنم - پدید آمد...

این نتیجه را با ارائه یک مثال گویا برایتان می‌نویسم... اما شاید بد نباشد قبل از نوشتن من، اگر با این دو نظریه آشنایی دارید، کمی راجع به مرز میان آنها فکر کنید و عقاید خود را در قسمت نظرها ثبت کنید تا نتیجه‌گیری‌هایمان از این سوال، هرچه پربارتر باشد...

***

در یکی از وبلاگ های ریاضی سوال زیر مطرح شده بود که در آن اندازه ضلع مربع را می خواست. شکل موردنظر را از تو وبلاگ ذخیره کردم و دو سه روزی روش فکر کردم و به یه جاهایی رسیدم. اما متاسفانه حالا هرچی دنبال اون وبلاگ می‌گردم که ببینم نتیجه چی شد و با نویسنده وبلاگ بحث کنم نمی‌تونم پیداش کنم (متاسفانه آن وبلاگ را به Favorites - ام هم اضافه نکرده‌ام)
با توجه به شکل زیر تقاضا دارم اگر این وبلاگ رو می‌شناسید آدرسش رو توی بخش کامنت‌ها برام بنویسید تا نتیجه بحث رو بتونم بخونم...
ممنونم

find DC

/ 28 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Roozbeh

من فکر ميکنم به اتفاق مبهم افتاده احتمال نمی بندد!

Roozbeh

سلام میلا جان مگه آدم دلش تو ماه رمضونی میگیره برو دو رکعت نماز بخون به ربنای استاد شجریان گوش بده برای تمام مومنین دعا کن تا خدا تاثیر این ماه قشنگ رو بهت نشون بده

نرگس

با سلام در رابطه با نظرات دوستان لازم ديدم كه نكته ي رو بيان كنم اين يكي از واقعيت هاست كه كنار بعدها ي زيباي رياضي و جذابيت ها ي ان بحث هاي رياضي بعضي اوقات خسته كننده است كه يك استاد رياضي موفق يك سخنران رياضي موفق يك وبلاگ نويس رياضي موفق داراي شخصيتيست كه مي تونه با يك فن ماهرانه حاشيه هاي از رياضي رو كنار مطالب رياضي چنان قرار بده كه ان بعد خستگي ا ور رو برطرف كنه و اين فن بايد مورد تشويق قرار بگير تا يك الگو بشه البته در هر موردي بايد اعتدال رعايت بشه كه اقاي افشين منش تونسته هم اين فن رو رعايت كنه و هم اين اعتدال رو و اين جاي تقدير وتبريك داره

ابوالفضل

به به! آقا ميلاد! کجايی؟ هنوز تو همون دو طبقه درس می‌خونی؟ احتمال می‌دادم رفته باشی٬ اما انگار تو اين فازها نيستي! يه خبری از خودت بده.

فاطمه

سلام...شايد به قول نيچه:شادمانی به هنگامی که انسان در گير و دار کار ملال آور و بيش از اندازه پر مسئوليتی است.هنر کوچکی نيست...اما می دونی...بعضی اوقات بايد خودتو گول بزنی که شادی و حالت روحی و جسمی خوبی داره...اصلا غصه ای نیست که تو به خاطرش ناراحت باشی..اصلا بی خیال بشی یا سرتو به کارهایی که برات لذت بخشه گرم بکنی که اون درد رو فراموش بکنی...( منظورم همون تلقينه) مطمئنم جواب می ده...درسته ممکنه غصه دار باشيُ دلت گرفته باشی...گيج شده باشی و صد تا دليله ديگه و شايد خودت هم اصلا ندونی چرا ناراحتی ...اما اصلا مهم نيست...شادی تو خودت هست...الکی دنبال شادکامی نرو...تو وجود خودت بايد پيداش بکنی...به خودت بگو...من حالم خيلی خيلی خيلی خوبه....! مطمئنم که در عرض دو روز بهترين روحيه رو پيدا می کنی...خدا ما رو خيلی دوست داره...به قول شريعتی: اگر تنها ترين تنها ها شوم باز خدا هستُ او جانشين همه ی نداشتن هاست...

مسعود

دوباره سلام.خودم پيداش کردم.http://akhjoonriazi.blogfa.com/

مسعود

http://akhjoonriazi.blogfa.com/

دلير

سلام خسته نباشيد

اميرحسين متاجي

به نام خدا باسلام لينک شما را گذاشتم شما هم لينک من را بگذاريد

جواد

باتشکر لينکی برای ذخيره مطالب اضافه کنيد